يه کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد.
يه خرگوش از راه رسيد و از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که مي توني!
خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد.
يهو روباهي پريد، خرگوش رو گرفت و خورد!
نتيجه گيري اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي!
حكايت من هم شده دقيقا حكايت همين خرگوشي كه خدابيامرز شد! وجه اشتراك اصليمون اينه كه فعلا كه دستم به اون بالا بالاها نمي رسه، بايد مشتاقانه به دوردست ها نگاه كنم و اگه مثل خرگوش هم نشد، دست كم مثل قورباغه اي قور-قور كنان تا جايي كه پاهام قدرت داره پرش بنمايم!
مولوي عليه الرحمه را به خاطر مي آوريم وقتي كه فرمايد: مرغ چو از زمين بالا پرد، گرچه به آسمان نرسد، اينقدر باشد كه از دام دور شود.
قورباغه و مرغ و خرگوش توفيري نمي كنه، باشد كه همگي پر گشاييم و از همه دام ها دور شويم…
باور را دعا كنيد!
نوامبر 15, 2007 در t 11:50 ق.ظ
سلام . خانوم خانوما
چه عجب اينورا. حالت چطوره؟ چه ميكني با درس خوندون و كنكور ؟
خوشحالشدم ديدم اپ كردي. مواظب ودت باش و به اميد ديدار
نوامبر 16, 2007 در t 11:30 ق.ظ
برا همینه که من خیلی وقته خرگوش ندیدم اما کلاغا همیشع در فاصله حد اکثر 10 متری ما وجود دارن
نوامبر 25, 2007 در t 10:08 ب.ظ
به “دعوای رندانه” من هم نظری بیندازید. شباهتی در مضمون نمیبینید؟
ژانویه 8, 2008 در t 8:34 ب.ظ
سلام
خسته نباشید.
می خواستم به عنوان یه همسایه ی جدید نظرتون رو درباره ی وبلاگم بگید.
http://www.hobabnevesht.wordpress.com
ژانویه 23, 2008 در t 4:03 ب.ظ
سلام. نیامدید نگران شدم. راستش میبینم مدتیست مطلب جدید نمیگذارید. درعین حال، همانطور که از نوشتههای خودتان پیداست درس و امتحان هم ندارید، خداکند غیبت شما دلیل نگرانکنندهئی نداشته باشد. من لر نیستم ولی سلامم بیطمع هم نیست(این شوخی به لرها برنخورد!) مشکلی برای ورود به وبلاگ خودم پیدا کردهام و به آن دسترسی ندارم، کلی هم مطلب دارم یا باید ادیت کنم یا کامنتهای جدید را ببینم که امکان ندارد. چون یکبار گفتهبودید اگر کمکی خواستم بگویم مزاحم شدم. اگر فرصت دارید توضیح بیشتری خواهم داد. امکان دارد نتوانم کامنت احتمالی! شمارا هم در وبلاگ ببینم ولی ای میل را میشود دید. ممنون