دوستي ما

(1)
خويشتن را در غيابت
از حضور تو آزاد می‌کنم
و بيهوده با تبرم
بر سايه‌های تو بر ديوار عمرم
حمله می‌کنم

… زيرا غياب تو
خود
حضور است
چرا که برای اعتياد من به تو
درمانی نيست
به جز جرعه جرعه‌های ديدار تو
در شريان من

A Heart Made of 2 Hands

(2)
چیزی مسخره
در دوستی ماست
از من می‌خواهی
جامه‌ی کریستین دیور بر تن کنم
و خود را به عطر شاهزاده‌ی موناکو
عطرآگین سازم
و فرهنگ لغات بریتانیکا را
حفظ کنم
و به موسیقی یوهان برامز
گوش دهم
به شرط این‌که
همانند مادر بزرگم بیندیشم!!..

از من می‌خواهی که دانشمندی چون
مادام کوری باشم
و رقاصه‌ای دیوانه در شب سال نو چون مادونا
به این شرط که
حجابم را هم چون عمه‌ام حفظ کنم
و زنی عارف باشم چون رابعه‌ی عدویه…؟!
اما فراموش کردی به من بگویی چگونه…!!!

غاده السمان

یک پاسخ to “دوستي ما”

  1. دست تنها Says:

    سلام
    وبلاگ جالبیه. امیدوارم همیشه پربار بمونه

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: